گربه ی ایرانی

خرید بک لینک
امروز وقتی داشتم لوازم تهیه دو جور دسر رو از فروشگاه می خریدم، فروشنده شک کرد به این که آیا درست حساب کرده یا نه. دوباره از نو حساب کرد و دید که نه... حساب درسته. زیر لب گفت "چقدر پول بی ارزش شده" و اجناس رو ریخت توی کیسه. در واقع حتی خود صندوقدار هم انتظار نداشت که سی و هفت هزار تومن بشه هزینه ی خرید نه چندان بزرگ من. یکی دو بار دیگه هم پیش اومد که بعد از یک خرید غذایی مختصر با فیش رقم بالایی مواجه شدم و جا خوردم. اقلام خریدم نه خیلی زیاد بود و نه گرون قیمت به نظر می رسید. وقتی نشستم ریز قیمت فهرست خرید رو خوندم فهمیدم که پول خیلی خیلی بیش تر از چیزی که انتظارش رو داشتم بی ارزش شده. و این که باید از این به بعد زمان خرید به قیمت چاپی هر کالا دقت کنم. در برخی چیزها مثلا مایع ظرفشویی فهمیدم که همون ریکاهای آبی قدیمی، بسیار باصرفه تر از مایع های ظرفشویی جدید و خوش و آب رنگ امروزی مثل اَوِه هستند. غلیظ تر، حجم بیش و قیمت کمی پایین تر. بعد فهمیدم وقتی این حرکت (دقت به قیمت ها) رو در تک تک اقلام خریدم به کار بگیرم در کل یک میزانی از هزینه میاد پایین. منتها به شرطی که در هر کالا حق انتخاب داش گربه ی ایرانی...

ما را در سایت گربه ی ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 5:54

" یک مادر می تونه پنج بچه رو تنهایی نگهداری کنه. اما پنج تا فرزند نمی تونند یه مادر رو نگهداری کنند." حتما شما هم از این قبیل حرف ها دیده و شنیده اید.حرف هایی که فقط سرزنش می کنند و عذاب وجدان می دهند. اما واقعا زحمت نگهداری از کودک با زحمت نگهداری از سالمند یکی ست؟! بچه ها کوچولو و کم وزن هستند. یک بچه ی دو کیلویی، سه کیلویی ، ده کیلویی... را به راحتی می توان زیر بغل زد و گذاشت روی صندلی، روی تخت، برد حمام. اگر همکاری نکند کمی بیش تر زمان می برد اما ناممکن نیست. سالمند شصت-هفتاد کیلویی یا چاق تر را نمی شود زیر بغل زد و حرکت داد. اگر همکاری نکند که دیگر اصلا نمی ش گربه ی ایرانی...

ما را در سایت گربه ی ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نگهداری از مادر پیر,نگهداری از مادر شوهر,نگهداری از شیر مادر,نگهداري از شير مادر,نگهداری از شیر مادر در یخچال,بازی نگهداری از مادربزرگ,نگهداری از پدر و مادر,نگهداری از بره بدون مادر,نگهداری از بچه گربه بی مادر,نحوه نگهداری از شیر مادر, نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 4:14

خاطرات تکراری به مناسبت خاص! 1- من آن کلاس را نداشتم. اضافه بر سازمان و از روی علاقه در آن کلاس شرکت کرده بودم. معمولا اساتید این جور دانشجویان را تشویق می کنند. البته من انتظار تشویق نداشتم. همین که بی صدا در گوشه ای بنشینم و تماشا کنم برایم کافی بود. کلاس های عملی معمولا بیش تر از دو ساعت اند. آن کلاس هم چهار یا شاید شش ساعت بود. در آنتراکت بود که از سکوت خارج شدم و چیزی به بغل دستی ام گفتم. استاد برگشت ببیند این صدای ناآشنا از کیست. دید من و دوستان تئاتر عروسکی ردیف انتهایی نشسته ایم و ابزار کارمان که همان عروسک باشد در دستمان است. رویش را برگرداند و با صدا گربه ی ایرانی...

ما را در سایت گربه ی ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: مرده پرستان,شعر مرده پرستان,ما مرده پرستان, نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 13:29

صفحه بندی